تبليغاتX
انسانیت




















انسانیت

سلام.راستش دیشب خبر خیلی بدی شنیدم که باعث شد بیام و این مطلبو بنویسم.نمیدونم ما داریم دقیقا کجا زندگی میکنیم؟اینجا ایرانه؟اینجا جنگله؟اینجا به همه چیز توجه میشه جز جون آدم هاش؟اینجا همون جایی هست که قبلا برا خودش حکومتی پر شکوه داشته و سرزمین کوروش کبیر و داریوش و ..بوده.امپراطوری هایی که برا خودشون کلی ارزش و قرب ایران رو بالاتر بردن.فکر کردین چرا عمده کتابای تاریخی ما رو خارجی ها نوشتن؟عاشق چشم و ابروی منو شما که نبودن، عاشق حکومت پر شکوه ما بودن و اقتدار ما.ای خدا .چکار باید بکنیم؟اینم شد مملکت؟اینجا همه چیز مهمه جز جون آدمهاش.اینجا باید سالانه و ماهانه و هفته ها کلی کشته بدیم و دیگران عین خیال مبارکشونم نیست.جون جوون های نازنین ما باید گرفته بشه چرا چون جاده هامون هنوز خرابن!اینجا جایی که مامور اورژانس یکم ادب و وجدان نداره!اینجا جایی که حتی یه پرستار معمولی به آدم زور میگه.اینجا ماشین اورژانسش کپسول اکسیژن نداره تا مریض زود تر بمیره!اینجا بهترین بیمارستانش دستگاهاش خرابه و مریض باید بره تو جاده قوچان سیتی اسکن کنه بیاد تا زودتر تو راه از شرش خلاص بشن!اینجا مامور اورژانس با دروغ میخواد ازت امضا بگیره تا همه مسئولیت بیفته پای تو و نه اون!اینجا مامور اورژانس حتی یه فشار خون ساده هم نمیگیره!اینجا مامور اورژانس تخت رو نمیاره بالا چون کمرش درد میگیره.اینجا بهترین بیمارستانش بخش اورژانسش جا نداره و مریض باید دم در تو سالن عمومی بخوابه و سرما بخوره و عفونت بگیره!

اینجا همون جاییی که آدم میبینه درد و مرض آدم هاش روز به روز بیشتر میشه و هر خانواده ای رو ببینی یه مریض توش دارن.اینجا پول دارو رو بیمه نمیده چون دلش میخواد و توباید 60000 تومان برای فقط یه دارو بدی.اینجا یکی باید هفته ای یه آمپول بزنه برا پیشگیری از ام اس اونم یه میلیون تومان!

اینجا همه چیز فیلتره چون نباید بهت اطلاعات برسه.اینجا اینترنت مخربه!

اینجا دانشگاه هاش برای شاگرد اول ارزش قایل نیستن!کلا اینجا دانشگاه مخربه و باید همه ازهم جدا شن.اینجا استادا برا عقایدشون اخراج میشن.اینجا میگن باید چشمات و گوشات رو ببندی!اینجا این قدر مردم درد دارن که دیگه به این چیزا حتی فکرم نمیکنه چه برسه به اعتراض!

اینجا همه حق دارن هرکاری بکنن جز تو.اینجا گرفتن و دادن رشوه باعث میشه کارت زود راه بیفته!اینجا همون جایی که خیلی وقته خرابه و به این زودی ها آباد نخواهد شد.چسبیدن به خاک و ولش نمیکنن.ای خدا همیشه آرزوم پیشرفت مملکتم بوده و رفاه حال آدم هاش.اما انگار نشدنیه.باز میرسم به دینداری با سو استفاده.بدم میاد از همه این نیرنگا.از همه این دروغ ها.بدم میاد از این همه دورنگی.بدم میاد از این همه تبعیض.و کم کم از خودم هم چون نمیتونم کاری کنم....

ای خدا.چقدر دلم میگیره.کاش من تو این دوره نبودم و همون سال ها که ایران پر بود از شکوه میبودم.ایرانی که امروزه اسمش خراب شده.شهرتش.همه اعتبارش.دلم میسوزه خداجون.کاش هیچ وقت پای این اعراب لعنتی به این مملکت باز نمیشد.بدم میاد از همشون.

به امید پیشرفت دوباره ایران عزیز!

نوشته شده در 88/07/22ساعت توسط فرزانه| |

سلام به همه خوانندگان .موضوعی که به ذهنم اومده حتما شما هم بار ها و بارها براتون پیش اومده.لااقل اسمش رو شنیدین.بله.موضوع خیلی روشنه.دروغ گویی.من به این موضوع خیلی رسیدم.واقعا با ما چیکار کردن؟چرا دروغ گویی خوبه و حقیقت گویی بد؟حتما میگین چرا من دارم حقایق رو وارونه جلوه میدم.نه این طور نیست من دارم عین واقعیت رو میگم.اصلا تو جامعه یه کاری کردن آدم ها رو مجبور میکنن دروغ بگن.شاید باورش براتون سخت باشه ولی من نمیتونم دروغ بگم.الان میگین منم دارم شعار میدم میخوام حق به جانب داری خودم کنم ولی حقیقت نداره.از این کار چه عایدم میشه؟و درست همین مساله باعث شده گاهی کارم راه نیفته.چون ماشالا جامعه ما اسمش "اسلامی"هست شما راحت باید مثل آب خوردن دروغ بگی همه هم دوست دارن.در ظاهر میگین دروغ گویی بده ولی همتون ووقتی بهتون راست بگن خوشتون نمیاد و ترجیح میدین دروغ بشنوین تا به مذاقتون خوش بیاد.اه که بیذارم از این نوع جوامع و ایران با این عقاید مسخره آدم هاش.به راستی خوشم میاد از سینوهه چه قدر زیرکانه در سال های پیش گفته انسان محتاج دروغ و وعده های بی اساس است!طبیعت انسان نادان است!

الحق.چرا جامعه ما به این سمت و سو رفته نمیدونم.عاقبت خوبی نداره به هیچ وجه.نمیدونم شاید تقصیره کسی نباشه.همیشه دنبال تقصیر کار میگردیم ولی هیچ وقت نمیگیم شاید این رفتار ما اشتباهه بذار درستش کنم.شایدم ایراد دین ماست که میگه اگه پای جونت در خطر باشه میتونی دروغ مصلحتی بگی و ما طبق معمول بسط میدیم به همه چیز!

عیب نداره بذار بقیه خوشحال باشن.من اصول رو زیر پا نمیذارم.بذار گاهی به ضررم بشه.من نه برای گناه و نه برای دین بلکه برای اصول انسانی مورد قبول "خودم"به راست گوییم احترام میذارم و نمیذارم رفتار بد دیگران در من تاثیر بذاره.به هیچ وجه.خوب بدش بمونه.هرکسی اخلاقی داره.منم اینجوری.نمیتونم دروغ بگم.عادتم شده.ولی تا عمر دارم اینو عنوان میکنم که"شما آقای رئییس " "آقای مدیر" " آقای استاد"دوست داری دروغ بشنوی و دلت نمیخواد راست بشنوی چون راست گویی به ضررت تموم میشه ولی من برام مهم نیست تو دوست نداری حقیقت رو بشنوی ولی من میگم....همون طور که گفتم تا حالا..

به امید ترویج بیشتر راست گویی

نوشته شده در 88/07/11ساعت توسط فرزانه| |


Design By : Night Skin