تبليغاتX
انسانیت




















انسانیت

سلام.صفحه روبروم اسکرین سیور ستاره هست.چقدر خوشگله.راستی چه حس خوبیه آدم تو آسمون پرواز کنه و مثل این اسکرین سیور ستاره ها تند تند ازش رد شن.به عکس دسکتاپم نگاه میکنم .خودمونیم خیلی عکس قشنگی شده حتما به زودی یه فتو بلاگ میسازم  و تو اون همه عکسایی که میگیرم میذارم.شدم یه پا عکاس.حالا براتون عکس رو شرح میدم.همه صفحه پر شده از آسمان آبی رنگ.اونم رنگ آسمان عصر.بعد در یه گوشه صفحه تعدادی پرنده که دارن پروزا میکنن.راستش به زحمت زیادی این عکسو گرفتم آخه با یه دوربین معمولی و 5 مگا پیکسلی بخوای از پرنده هایی که با سرعت پرواز میکنن عکس بگیری کار مشکلیه.اما خوب گفتم دارم عکاس میشم.عکاسیم برا خودش حس خوبی میده.حالا بگذریم.موضوعی که براش اومدم بنویسم هیچ کدوم از اینا نبود.موضوعی که دربارش فکر و البته کمی هم بحث  کردم با دوستی اینه"ما باید طبق خودمون پیش بریم یا طبق اصول مورد تائید جامعه؟"
خوب مسلما چیزای زیادی وجود دارن که آدم نمیتونه خلافش عمل کنه و این میشه محدودیت.حالا به نظر من ما همه یه جورایی محدودیت داریم و  مسلما این محدودیت تو ایران با خیلی جاهای دیگه متفاوته.در کل در فرهنگ غرب و اروپا خیلی چیزا با این ور متفاوته.من موندم واقعا سر دوراهی .باید طبق اصول مورد قبول در جامعه پیش بریم یا طبق اون چیزی که دوست داریم؟خوب واقیعت اینه که شاید ما این بحثو تو موارد محدودیت هایی از قبیل اونچه بین روابط دختر و پسرا هست بیان کنیم و فرد دیگه ای تو چیزی دیگه.ممکنه فردی درباره  همجنس گرایی بگه یا هر چیز دیگه ای.حالا دارم به این میرسم که خوب و بد نتیجه رفتارای خودمون و گاهی جامعه هست.یعنی ما اون چیزی رو که عامه قبول داره میگیم خوب و آنچه خلافشه میگیم بد.حالا گاهی هم نظر ما مخالف با اصول مورد قبول جامعه هست.
پس خوب و بد بودن برای هر فردی فرق میکنه.شاید اگه کسی همین قدر که به کسی بد نکنه،یا روزی اگه حرف زشت نزنه  این براش خوب بودن محسوب بشه و شاید برای فرد دیگه ای خوب بودن اون باشه که حتما دست یکی رو بگیره و کلی چیزای دیگه  پس میشه نتیجه گیری کرد که برای هر شخصی هر چیزی متفاوته و ما بیشتر طبق جامعه کوچک خودمون عمل میکنیم یعنی "خانواده" اولین جامعه ای که توش بزرگ میشیم.و در اینکه خانواده ها با هم کلی فرق دارن جای بحثی نیست!در پایان فکر کنم بهتر باشه طبق چهارچوب تعیین شده تو خانواده خودمون پیش بریم....البته اگه اصول خوبی باشن!!!!!
تا بعد

نوشته شده در 88/04/27ساعت توسط فرزانه| |

لحظه ی خدافظی

به سینه ام فشردمت

اشک چشمام جاری شد

دست خدا سپردمت

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

گقتی به من غصه نخور میرم و بر میگردم

همسفر پرستو ها میشم و بر میگردم

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

گفتی تا چشم هم بزنی میگیرم و بر میگردم

عزیز رفته سفر کی برمی گردی

چشمونم مونده به در کی برمیگردی؟

رفتی و رفت از چشمام نور دو دیده

ز حالم بی خبر کی بر میگردی؟

غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم

پنجره امیدم رو هنوز به روم نبستم

پرستو های عاشق به خونشون رسیدن

اما چرا عزیز دل هرگز تو رو ندیدم

پ ن:یاد و خاطره دختر و پسرایی که کشته شدن گرامی باد.روحشان شاد.(امید وارم هیچ وقت هیچ کس این روزا رو فراموش نکنه)تسلیت به خانواده های داغدار(از طرف یه عضو کوچک که واقعااز صمیم قلب متاسفه)

 

امیدوارم کسی باشه تا جواب خون این جوون ها رو بده البته وقتی شخص اول مملکت بیا د این جوری بگه یعنی همینه از این بهتر نمیشه ......از یه طرف راه قانونی داره از طرفی کاملا انتخابات درسته و هیچ اشتباهی صورت نگرفته .(اینم از توجیهات ایناس )بله بذار وبلاگ من رو ببندن .مهم نیست .من میخوام حرف خودم رو زده باشم.متاسفم که این جام.تو این کشور کنونی.متاسفام که راحت زدن و کشتن و خون جوون های بی گناه رو ریختن و خم به ابرو نیاوردن و حتی دروغ هم گفتن و من با این ماجرا ها فهمیدم که همه دینداری ما سو استفاده هست و نه چیزی بیشتر چون خوداونا ها اگه دینی داشتین این کارو نمی کردن و امید وارم بودم که اوضاع بهتر میشد اما با این وضعیت فکر نکنم راه به جایی ببریم متاسفانه .قدرت همیشه فساد میاره و سیاست از اون بدتر.منم شاید اگه در راس قدرت بودم برای نگه داشتنش شاید دست به زور میزدم و خون آدم های بی گناه رو میریختم در اون صورت از خدا میخواستم هیچ وقت هیچ قدرتی بهم نده.نمیدونم با وجدان چیکار میکنن؟اصلا وجدانی دارن؟این همه دروغ.این همه کشتار.خدایا اینا میتونن راحت بخوابن؟اصلا چهره جوون هایی که کشتن نمیاد جلو چشماشون؟نمیدونم شاید نمیاد .حتما داشتن قدرت اون قدر شیرینه که به اینا می ارزه؟حکومت قبلی وقتی دید مردم نمیخوانش رفت!!!از جون جوون های ما چی میخواین؟جامعه و کل ایران به گند زده شده بازم بس نیست؟نمیدونم تا کی ادامه داره؟خدا ازتون نگذره.......

نوشته شده در 88/04/04ساعت توسط فرزانه| |


Design By : Night Skin