تبليغاتX
انسانیت




















انسانیت

سلام.این شعر را خواننده عزیز خانم حمیرا خوانده اند که یادم هست در زمان خودش و حتی الان طرفدار زیاد دارد.ما هم دیدیم شعر پر مفهومی دارد گفتیم چرادر این وب نگذاریم تا همه کمی حتی اندک به فکر بروند.

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

ای خورشید محبت

بسوزان

بنیاد جنگ و کینه ها را

ای آدم ها بیاید بشویید

گرد و غبار سینه ها را 

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

ای خورشید محبت

بسوزان

بنیاد جنگ و کینه ها را

ای آدم ها بیاید بشویید

گرد و غبار سینه ها را

این همه حرص و طمع برای چیست؟

آخه این دنیا مگه سرای کیست؟

شاهان همه رفتند

کاخ ها به جا ماند

شاه و گدا مردند دنیا به جا ماند

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

چه کسی با خود برده

ذره ای از مال دنیا را

چه کسی پیمان بسته که ببینه صبح فردا را

وقتی آدم یه روزی فنا میشه

میمیره روح از بدن جدا میشه

پس دیگه جنگ و جدال واسه چیه؟

اونی که مونده تو این دنیا کیه؟

شاهان همه رفتند کاخ ها به جا ماند

شاه و گدا مردند دنیا به جا ماند

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

انسان چنان وقتی که به قدرتی میرسه

خودش رو گم میکنه

این همه ظلم میکنه

این عمر کوتاه ما تموم میشه یه روزی

طعمه خاک میشویم

نیست و هلاک میشویم

شاهان همه رفتند کاخ ها به جا ماند

شاه و گدا مردند دنیا به جا ماند

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

خدای توانا فرا خوانده ما را

سوی آدمیت

به نور حقیقت

خداوند عاشق فرا خوانده ما را

به عشق و محبت

نه بر خشم و نفرت

ما همه از خاکیم

دوباره برخاکیم

نه باقی مطلق

نه وام افلاکیم

شاهان همه رفتند کاخ ها به جا ماند

شاه و گدا مردند دنیا به جا ماند

ای مهتاب عشق بتاب

ای باران عشق ببار

چی شد دوست عزیز؟رفتی تو فکر یا اصلا برات مهم نبود ؟رو من که خیلی تاثیر گذاشت. شما رو نمیدونم.؟؟؟

 

در پایان درگذشت هنرمند عزیز آقای خسرو شکیبایی رو تسلیت میگم.واقعا هنرمند با کمالاتی بودن.حیف که در جمع دیگه نیستند.خدایش بیامرزاد.

نوشته شده در 87/04/29ساعت توسط فرزانه| |

من گاهی به این موضوع فکر میکردم که اگر روزی انسان برجسته ای شوم چقدر لذت بخش خواهد بود.حال بسته به اینکه من به چه چیزی علاقه دارم فرق میکند.مثلا روزی نویسنده بزرگی شوم.یا اصلا یک مقام بلند پایه سیاسی یا یک بازیگر مشهور سینما یا تلویزیون شوم.فکر میکنم هر کسی حتی یک بار دوست دارد که این موقعیت را امتحان کند و بدش نیاید که مثلا برای یک شب مشهور شود و یا مثلا رئیس جمهور یک کشور قدرتمند مثل آمریکا!!

فیلم sentinel را دیده اید؟معنی آن نگهبان است یا محافظ.در ابتدای فیلم همان دقایق اول از خواب های ریئس جمهور آمریکا مبنی بر ترور وی صحنه هایی گرفته شده است.بعد از آن تماما با دقت خاصی هر کجا میرود مورد بررسی قرار میگیرد که اتفاق بدی نیفتد.

همیشه از طریق گوشی های بی سیم در حال بررسی مواضع محافظان و اینکه الان ریئس جمهور کجاست و چه میکند و یا قرار است کجا برود صحبت میشود.

خلاصه من با دیدن این 10 دقیقه اولیه یک لحظه به این موضوع اندیشیدم که واقعا این همه دردسر دارد شهرت؟در فیلم "توفیق اجباری" هم از نزدیک به بررسی زندگی فرد مشهوری مانند محمد رضا گلزار پرداخته.این فرد با تمام شهرتش خیلی راحت زندگی شخصی اش را از دست میدهد.و همسر وی از این موضوع که همیشه همه به دنبال آنها هستند شکوه دارد.

اگر بخواهی برای لحظاتی ساکت و تنها باشی پس باید چه کنی؟

یا اگر بخواهی زندگی آرام و ساکتی در پیش بگیری با شهرت نمیتوانی.هرکجا بروی هرجا باشی همه به دنبال تو هستند.آرامش و آسایش از تو رخت بر میبندد و روز به روز تنها تر و تنها تر خواهی شد بدون آنکه خودت بخواهی با حتی بفهمی.این امر به مرور زمان صورت میگیرد.

در پایان من به کل نظرم نسبت به این قضیه تغییر کرد.شایدم چون از اول به مشکلات شهرت فکر نمیکردم برایم شیرین جلوه میکرد.

شما چه طور؟دوست دارید چه فردی در چه زمینه ای مشهور باشید؟اصلا دوست دارید مشهور شوید.؟راستی چگونه میتوانیم هم مشهور باشیم هم راحت و با آرامش به زندگی عادی خود ادامه دهیم؟من فکر نمیکنم بتوان.چون مشهور شدن همانا رفتن آرامش هم همانا.!!!!

نوشته شده در 87/04/23ساعت توسط فرزانه| |

دوستان عزیزم یکی از دوستان متن زیر را برای من ارسال کرده و خواسته در وبم بگذارم تا شما بخوانید. بنابراین من هم قبول کردم.امید است لذت ببرید.....                                     فرزانه

مرگ از زندگی پرسید :
چیست که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم ؟
زندگی لبخندی زد گفت :

دروغی که در من نهفته است و
حقیقتی که تو در وجودت داری !
روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت.
او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود.
با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار مي‌کرد
و او را با جامه‌هاي گران قيمت و فاخر مي‌آراست
و به او از بهترين ها هديه مي‌کرد.

همسر سومش را نيز بسيار دوست مي داشت
و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي مي كرد.
اما هميشه مي ترسيد كه مبادا او را ترك كند
و نزد ديگري رود.
همسر دومش زني قابل اعتماد، مهربان،
صبور و محتاط بود.
هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه مي شد
فقط به او اعتماد مي كرد و او نيز همسرش را
در اين مورد كمك مي كرد.


همسر اول پادشاه ، شريکي وفادار و صادق بود
که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و
حکومت همسرش داشت.
او پادشاه را از صميم قلب دوست مي‌داشت،
اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع مي‌شد.
روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود
دريافت که فرصت زيادي ندارد.
او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود
و با خود مي‌گفت :
من 4 همسر دارم، اما الان که در حال
مرگ هستم، تنها مانده‌ام .


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/04/18ساعت توسط فرزانه| |

چرا اومدیم ؟؟

نوشته شده در 87/04/15ساعت توسط فرزانه| |

سلام به همه دوستای خوبم:

میدونین به چه موضوعی فکر میکردم.البته نمیشه بگی فکر ولی این موضوع خیلی ناگهانی و یهو به ذهنم اومد.من خودم که خوشم اومد.

موضوع اینه:به این فکر میکردم که ما انسان ها دارای دو تا شخصیت هستیم.یه خود درون داریم و یه خود بیرونی.

خود درونم اونیه که فقط خودم خبر دارم.خود بیرونم اونه که در ارتباط با اطرافیان دارم.مسلما مودبانه تره.اما اون خود درون.عجب چیزیه.اگه کسی بدونه اونو شاید دیگه هیچ کسی نخواد کنارمون بمونه.شایدم اون قدر خوبه اون خود درون که کسی باور نکنه.خلاصه هرکی خود درون خودش داره.

اگه کسی از همه رازای ما سر در بیاره که فکر کنم در اون صورت هیچ کس نتونه یکی دیگه رو تحمل کنه چه برسه به دوستی.از یه جنبه خوبه از یه جهاتی هم بد هست.چون اگه ما همه همه چیز هم دیگرو بدونیم وای که اصلا خوب نیست.من ترجیح میدم ندونم تا رابطه ها همیشه به همین نحو حفظ بشه.اما جنبه بدش اینجاس که من میتونم آدم خیلی بدی و خیلی عوضی باشم و هیچ وقت هم این خود درونم رو به کسی نشون ندم.!!!کسی هم نمیفهمه.سر همه کلاه بذارم.دروغ بگم تا میتونم.و خوب این اصلا خوب نیست.شاید بگین که یه روز لو میری اما این طور نیست .من معتقدم که خدا همه راز های ما رو میدونه.هیچ فکر کردین که اگه از خلوت خودتون و تنهاییتون کسی سر در بیاره چی میشه؟مسلما هیچ کس دوست نداره.

 

نوشته شده در 87/04/12ساعت توسط فرزانه| |

سلام.این عکس ببینین خوشکله؟
نوشته شده در 87/04/10ساعت توسط فرزانه| |

سلام به دوستای خوبم:

خوب پرسیده بودین برا رای کجا باید برین؟من لینک سایت مربوطه رو گذاشتم اونجا.

برای دادن رای به وب انسانیت

 

 

نوشته نظر سنجی وبلاگ ها اگه روش کلیک کنین در صفحه دیگه ای سایت باز میشه .در اونجا اسم وبلاگ های شرکت کننده نوشته شده که اگه بخونین و دنبال بگردین اسم وب منم میبینین.نوشته شده "انسانیت"

کنار اسم وب من یه مربع هست که باید توش تیک بزنین و پایین صفحه دکمه وت را کلیک کنین.در ضمن هر کسی با هر سیستم فقط یه بار میتونه در قرعه کشی شرکت کنه.

بازم ممنونم از شما دوستای خوبم.به قول دوستی :"من از همتون ممنونم حتی اگه به وب من رای ندین."

اینم یه جور سرگرمیه دیگه. زیادم مهم نیست چون وب من که 40 تا خواننده نداره .آخه به هر 40 تا رای یه ستاره میدن.کلا 5 تا ستاره هست.مجموعا میشه 200 نفر رای بدن که اووووه

من که این همه دوست هم ندارم اصلا که برن رای بدن.کلا شاید 5 نفری 6 نفری بیشتر نشن.

با تشکر

 

 

نوشته شده در 87/04/06ساعت توسط فرزانه| |

سلام.آقا میگن نظر سنجی وبلاگ هاس.گفتن برین رای بدین به وب برتر..من نیدونم.میگن برین رای بدین.حالا با خودتونه.راستی میتونین وب خودتونم واسه ماه بعد بذارین اونجا.                   نظر سنجی وبلاگ ها

نتیجه گیری خوب بحث:برین به وب من رای بدین دیگه تا یه جایزه ای چیزی بدن به من اونوقت با شما ها تقسیم میکنم.قول میدم.

نوشته شده در 87/04/04ساعت توسط فرزانه| |


Design By : Night Skin