تبليغاتX
انسانیت




















انسانیت

 

سلام به همه دوستان عزیزی که سر میزنن .قبل از هر چیز ازتون متشکرم.اما مطلبی را خواستم بگویم و این راجع به نظرات شماست.دوستی پرسیده بودند من نظرات را حذف میکنم یا تغییر میدم البته این موضوع خیلی نادر هست .من نظرات مودبابه را حتما میذارم وآنهایی که احتیاج به پاسخ دارند حتما سعی میکنم جواب بدهم.و اینکه خیلی کم پیش آمده که نظری را بنا به دلایلی یه جاهاییشو کلا حذف کردم .البته اگر به نظرم از ادب به دور بیاد این کارو حتما میکنم.اما اینکه تغییر بدم یا عوض کنم اصلا این طور نیست یا نمیذارم یا حذف میکنم.امیدوارم درک کنین و ناراحت نشین.هرچیزی آدابی داره آدم باید بدونه داره چی میگه.نمیشه هرکی هرچی دلش خواست بنویسه.من از انتقاد هم اصلا ناراحت نمیشم.واسه همینم نظرات مربوط به بد بودن وبلاگ یا مطالب رو حتما میذارم البته مودبانه.بازم تاکید میکنم دوست دارم نظراتتون رو برای یهتر کردن وبلاگ بدونم.

 

اما این هفته و آموزش زبان برا شما دوستان خوب:

اصطلاح های خودمانی عبارتند از:

6)سبیلش را چرب کنم:i had to greese his palm .

7)موی دماغ پدرش بود:he is always breathing down his fathers neck

8)رئیس ناخن خشکی است:he is a tight_fished boss

9)نمک به زخم پاشیدن:to add insult to the injury

10)زبانم مو در آورد:i was blue in the face

خوب امیدوارم که مفید باشه براتون.واسه کسایی که هی میگن زبان سخته نمیشه یاد گرفت.توصیه من اینه که با همین وبلاگ پیش بیاین و هر بار کافیه 5 تا اصطلاح حفظ کنین این کار زیاد سختی نیست.ولی باید اونای سری قبل رو هم دوباره مرور کنین اونقدر که از وقتای بیهوده میشه استفاده کرد و چیزهای مفید یاد گرفت....

موفق باشید..

نوشته شده در 87/02/27ساعت توسط فرزانه| |

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا

 

بنیاد مکن تو حیله و دستانرا

تو غره بدان مشو که می  

  می نخوری

صد لقمه خوری که می     غلام‌ست آنرا
نوشته شده در 87/02/23ساعت توسط فرزانه| |

با سلامی دوباره خدمت دوستان گرامی:

به دلیل استقبال زیاد از این شعر و خواستن متن ترجه تصمیم گرفتم تا ترجه درست آن را بگذارم برایتان.امید است خوشتان بیاید.

 

 

احساس تردید و دودلی دارم

زمانیکه دست تو را در دست دارم

و تو را برای رقصیدن تنها میگذارم

همان گونه که موزیک به پایان میرسد

چیزهای دیگری اتفاق می افتد

چون تو در ذهن منی و ماسه و شن و تاریکی و قلب پر مهر من

من هرگز دوباره نمیرقصم

چون احساس گناه میکنم

برو و مواظب باش

بدون اینکه حتی فکر کنی با چه کسی

آیا بهتر بود من هم در دوستی تقلب میکردم و

شانسی را که داشتم بیهوده به هدر میدادم..

کس دیگری هرگز نمیخواهد برقصد هنگامی که من با تو میرقصم

زمان هرگز نمیتواند اسمی به روی قلب و من بگذارد

هیچ احساس آرامشی در حقیقت نهفته نیست

من هرگز دوباره نمیرقصم

چون احساس گناه میکنم

امشب که صدای موسیقی خیلی بلند است

به این خاطر که ما میتوانیم از این جمعیت دور شویم

شاید این گونه بهتر باشد

ما میتوانیم خیلی با هم خوب باشیم

ما میتوانیم در این تخت تا ابد بمانیم

حالا چه کسی با من میرقصد؟

لطفا بمان

یا رقص یا رفتن

نه باید بروی

یا رقص یا رفتن

در اشتباهی که فکر میکنی باید راه خودت را بروی و من را ترک کنی.....

نوشته شده در 87/02/16ساعت توسط فرزانه| |

سلام. هم اکنون به آهنگی گوش فرا داده بودم آن هم از جنس آهنگهای خارجی( آنه شرلی) که خیلی خوشمان امد.اسم خواننده را نمی دانیم اما شعرش انگلیسی بود گفتیم شما نیز بی بهره نباشید....البته باید خودتان گوش فرا دهید به آهنگ تا درک کنید...

i feel so unsure

as a take your hand

and leave you to a dance for

as a music dies

something esle arise

cause to mind silvicolous sand dark good my heart

i am gone never dance again

guilty feed of got no river

go and says it to protect

no none of who

should have known better to cheat friends

waste the chance the i have been give up

some one never wanted dance again when i dance with you

time can never name to the heart and i

there is no comfort in the truth

i am gone never dance again

guilty feed of got no river

tonight that the music seems so loud

is that we could lose this crowd

maybe it is better this way

we could have been so good together

we could have been this bed for ever

now whose gone dance with me?

please stay

ya dance ya go

no there have to go

ya dance ya go

so wrong that you had to leave be your own

 

نوشته شده در 87/02/14ساعت توسط فرزانه| |

سلام به دوستای خوب:

من یه تصمیم خوب گرفتم که هر چند تا پست یکی رو اختصاص بدم به آموزش زبان انگلیسی البته نمیدونم خوشتون میاد یا نه ولی یکی از دوستان میگفت اگه جنبه یادگیری هم داشته باشه بد نیست.باشه اصلا سعی میکنم اگه اطلاعاتی کسب کردم براتون بگم.

واسه این هفته:

من میخوام به شما اصطلاح های خودمانی رو یاد بدم.

1)غزل خداحافظی رو خوندن:kick the bucket

 

2) او آدم دست و پا چلفتی هست:he is all thumbs

 

3)از خوشحالی بال در آورده بود:walk on air

 

4)تو دلش قند آب میشد:be tickled pink

 

5)مثل آب خوردن آسونه:be easy as pie

 

خوب واسه این دفعه کافیه اگه ببینم استقبال میشه و خوشتون میاد حتما بازم براتون اصطلاح های بیشتری مینویسم...

موفق باشید و انشالا به دردتون بخوره اینا..

 

نوشته شده در 87/02/07ساعت توسط فرزانه| |

زندگی مون هر چه قدر رنگی بشه

دو برابر دلامون سنگی میشه...

نوشته شده در 87/02/06ساعت توسط فرزانه| |

سلام به همه:

یه راست میرم سر اصل مطلب.چقدر بده که ما آدم ها خودخواهیم.نمیدونین دنیا خیلی کوتاهه.نمیدونین دیگه .اگه میدونستین که این طوری خودخواه نبودین.فقط و فقط خودمون رو میبینیم.نه واسه دیگران و احساسات پاکشون ارزش قائلیم نه هیچی به هیچی...

اینم شد زندگی.

وای خدا جون از این زندگی بیزارم.هرکی رو میبینی داره با خودخواهی های خودش زندگی میکنه.نه معنی فداکاری میدونه چیه نه ایثار و نه گذشت...

گذشت چه کلمه خوشکلیه و خیلی پر کاربردالبته..

همه صفت های خوب مرد.دیگه نمیدونم چه جوری میشه تو این دنیای کثیف که هر گوشش پر از کثیفی شده زندگی کرد.

همه فقط و فقط خودشون رو میبینن و براشون بقیه بی معنی هستن..

به خدا این جور زندگی فایده نداره..

یه روز به خودمون میایم که هیچکی کنارمون نیست ما هستیم و تنهایی...

زندگی وقتی ارزشمنده که همیشه گذشت توش باشه همیشه ببخشی و همیشه غرور رو بذاری کنار و ساده باشی...

این جوری شیرین تره .مگه نه؟؟؟

تو میشی تنهای تنها

تنهایی میشه تو

تو با اون یکی میشی

دنیا میشه تو

این دنیا به درد لای جرز هم نمیخوره والا

نوشته شده در 87/02/02ساعت توسط فرزانه| |


Design By : Night Skin